جمیلی-شهدا، چراغ های فروزان بر سر راه ما خاکیان هستند. آن ها رفتند تا با خون گرمشان نهال اسلام را آبیاری کنند و با انوار پرفروغ و روشنی بخششان راه و رسم صحیح زندگی را به ما بیاموزند. آن چه در پی می آید نمونه های کوچکی است از هزاران خاطره و حرف های ماندگار شاهدان قدسی استان های خراسان که امیدوارم چراغ راهمان باشد.
استفاده شخصی
کاش هرشش پسرم شهید می شدند
این روزها شهرها و روستاهای خراسان بوی شاهدان قدسی را می دهد. بوی عطر سرداران و هزاران شهید گلگون کفن که امنیت امروز جامعه ما مرهون فداکاری آنان است.
در کوچه پس کوچه های شهرها و روستاهای این خطه، خاندان معظم شاهد مایه خیر و برکت و افتخار هستند. برای گفت وگو با والده مکرمه سردار شهید «علیرضا عربی» و جهادگر شهید «حسن رضا عربی» و آزاده سرافراز دفاع مقدس «غلامرضا عربی» به حضور سرکار خانم «ماندگار براقی» می رسم، مادری تنها از خانوادهای رنج کشیده و روستایی با ۶پسر. پسر بزرگش فرمانده قرارگاه تاکتیکی حاج عمران بود و فرمانده محور عملیاتی تیپ ویژه شهدا که او را «ابوفاضل» نام نهاده بودند.
پسر دیگرش «حسن رضا» جهادگر و راننده آمبولانس و فرمانده اورژانس بهداری لشکر ۲۱ امام رضا(ع) بود. غلامرضا هم اهل جبهه بود و دراین راه پس از آن که به اسارت گرفته شد، ۷سال در زندان بعثیان شکنجه های سخت و طاقت فرسا را تحمل کرد و جانباز شد.
وقتی با خانم ماندگار براقی هم کلام می شوم، با روحیه ای بالا می گوید: خدا را شاکرم که مادر شهید هستم و می توانم تا حدودی سرم را جلوی بی بی دو عالم حضرت زهرا(س) بلند کنم. افتخارم این است که مادر شهیدم. به من می گفتند مادر بچه ها. آخرمن شش پسر داشتم. همه را فرستادم جبهه. پسر بزرگم علیرضا بود که در جبهه به او می گفتند «ابوفاضل». پسر دیگرم «غلامرضا» درعملیات خیبر اسیر شد. چون علیرضا نمی خواست عراقی ها بفهمند که آن «عربی» اسیر، با این «عربی» فرمانده نسبتی دارد، برایش لقب گذاشته بودند و صدایش می زدند «ابوفاضل». همه پسرهایم، جان فدای پسرهای فاطمه (س) بودند.
ابوفاضل میاندار هیئت بود و جلوی هیئت چاووشی می کرد. حسن رضا هم که در عملیات خیبر شهید شد، قبل از انقلاب جلوی حرم امام رضا(ع) کتاب نوحه می فروخت؛ بعدش پاسدار شد و رفت جبهه. چند بار هم مجروح شد. راننده آمبولانس بود و آخرش به دیدار حق شتافت.
پسرهای دیگرم هم، همه پاسدار انقلاب بوده و هستند. «ماندگار براقی» شیرزن ۷۶ساله اهل شهر آیسک از توابع خراسان جنوبی که امروز مجاور آقا امام رضا(ع) است، می گوید: در راز و نیازهای خود با بی بی فاطمه زهرا(س) می گویم، چرا همه پسرهایم شهید نشدند. موقع جنگ که بود از این شش پسر، یکی می رفت، یکی می آمد. دو تا می رفت، یکی می آمد. گاهی پنج نفرشان باهم جبهه بودند. حسن که شهید شد، غلامرضا هم اسیر شد، شوهرم دلش به ابوفاضل خوش بود. وقتی ابوفاضل شهید شد، کمرش شکست، «استاد میرزا» بعد از شهادت او حال و حوصله ای نداشت، نه شعری می گفت و نه کفاشی می کرد.
سردار شهید ابوفاضلعلیرضا متولد شب پنجم خرداد ۱۳۳۳ در «آیسک» بود؛ آن روزها آیسک روستایی بود در ۲۴کیلومتری فردوس. اولین فرزند خانواده بود که زنده مانده بود. در شرایطی که با وجود فقر و نداری، اعتماد و ایمان، پایه های اصلی زندگی شرافتمندانه این خانواده بود، رشد کرد و مردانگی و بزرگی آموخت. قرآن را هم در مکتب خانه مرحوم آخوند کربلایی محمدجوان آموخت و وارد دبستان شد.
این مادر فداکار می گوید:پسرم دوره ابتدایی را در مدرسه شهاب (جلال آل احمد) در آیسک آغاز کرد و برای تامین مخارج زندگی، ترک تحصیل کرد و در نوجوانی کمک حال پدر بود. در ۲۰سالگی هم به خدمت زیر پرچم رفت و در سربازی بارها در دفاع از سربازان با افسران مافوق درگیر شد و به همین علت از پادگان تربت حیدریه به پیرانشهر در استان کردستان تبعید شد. علیرضا وقتی از سربازی برگشت، ازدواج کرد که ثمره آن ۳دختر و یک پسر بود. وقتی نام آیت ا... خمینی (ره) بر زبان ها افتاد، علیرضا به مطالعه رساله امام (ره) و کتاب های سیاسی پرداخت. ماندگار براقی می افزاید: بین سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ مبارزه علنی خود را علیه رژیم با پخش عکس ها و اعلامیه های حضرت امام و شرکت در جلسه ها و تظاهرات آغاز کرد. به همراه دوستان جوانش، هیئت علی اصغر را در آیسک تاسیس کرد که همین هیئت، به کانون مبارزه با طاغوت و افشاگری علیه حزب رستاخیز تبدیل شد.
علیرضا از جمله عوامل اصلی راه اندازی راه پیمایی و مسلح کردن مردم در شهرستان فردوس بود.
او در کارگاه جوشکاری خود، شب ها تا دیروقت شمشیر می ساخت و صبح در میان تظاهرکنندگان توزیع می کرد.
به گفته او علیرضا در همین سال ها، شب های ماه رمضان به مناجات و قرائت دعای سحر می پرداخت و اذان می گفت. میان دار هیئت بود و جلوی دسته های عزاداری چاووشی می کرد و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فردوس، جزو اولین کسانی بود که لباس سبز پاسداری پوشید. وی در سال های اول پیروزی انقلاب، نمایندگی دادستانی و کمیته امداد را در منطقه روستایی برعهده داشت.
سردار شهید علیرضا عربی، مدتی به عنوان محافظ نماینده مردم فردوس و طبس در مجلس شورای اسلامی - مرحوم حجت الاسلام حاج اسماعیل فردوسی پور- انجام وظیفه می کرد که با شروع تجاوز نظامی حزب بعث عراق به ایران و آغاز جنگ، در ماه های نخست جنگ خود را به اهواز رساند و در منطقه دب حردان، حمیدیه، هویزه و سوسنگرد با شهید چمران همکاری و درعملیات شکست محاصره آبادان شرکت کرد.
این شهید عزیز با توجه به خلوص، تقوا و شجاعت وصف ناپذیرش، به سرعت به رده های فرماندهی رسید و از آن جا که یکی از برادرانش در عملیات خیبر اسیر شده بود، برای این که دشمن از ارتباط فامیلی بین آن ها مطلع نشود، هم رزمانش در جبهه با توجه به شجاعت و دلاوری اش او را «ابوفاضل» یا «برادر عرب» صدا می زدند. ابوفاضل در بیشتر عملیات ها به عنوان فرمانده شرکت می کرد. از آن جمله فرماندهی خط ابوشهاب، فرماندهی گردان نازعات از تیپ ۲۱ امام رضا(ع) و واحد طرح و عملیات لشکر ویژه شهدا را عهده دار بود.
ابوفاضل یکی از یاران و فرماندهان مورد اعتماد سردار بزرگ سپاه اسلام شهید «محمود کاوه» بود. به طوری که، هنگامی که کاوه در منطقه حاج عمران مجروح شد، بلافاصله به وسیله تلگراف از ابوفاضل که در مرخصی به سر می برد، خواسته شد که در خط مقدم حضور پیدا کند.
علیرضا پس از رسیدن تلگراف، بی درنگ درحالی که هنوز سه روز از مرخصی بیست روزه اش را گذرانده بود،عازم کردستان شد و به محض رسیدن، کار شناسایی را آغاز کرد و همان شب یعنی در ۲۲مرداد ۱۳۶۵ در منطقه حاج عمران، بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر و سینه به شهادت رسید.
مادرش می گوید: وقتی جنازه اش به فردوس منتقل شد همسرش برای به دنیاآوردن آخرین فرزندش، در بیمارستان بستری بود.
ماندگار براقی، مادر ۲شهید و یک آزاده، در بیان خاطراتش از سردار شهید علیرضا عربی می گوید: شب عروسی شهید، اقوام وخویشان اصرار داشتند که مراسم را در سه شب بگیرند، ولی ایشان قبول نکرد و گفت باید مراسم عروسی در یک شب انجام شود و همگی بیایند در همین جا شام بخورند تا هم دردسر ما کمتر باشد و هم صرفه جویی شود. بعد مجلس ساده ای را در یک شب گرفتیم. ایشان و همسرشان با مهریه ای بسیار ساده ازدواج کردند.
خاطره مشارکت این شهید بزرگوار در راه پیمایی های ایام پیروزی انقلاب نیز شنیدنی است مادر این شهید می گوید: چون شهید دکان جوشکاری داشت، تعدادی شمشیر درست کرده بود و به دست مردم داده بود. او می گفت: حال که ماموران رژیم اسلحه دارند ما هم باید اسلحه داشته باشیم تا با آن ها مبارزه کنیم.
قصه اهدای دستعین نامه به این شرح است:
باسمه تعالی خدمت با شرافت برادر مهربان و از چشم بهترم ریاست جمهوری اسلامی ایران آقای سیدعلی خامنهای. دام ظله العالی.سلام عرض می کنم، امیدوارم حال مبارک شما خوب و خوش باشد. برادرجان در بین مردم شایعه است در حادثه انفجار بمب ساعتی، کارآیی دست شما تقلیل پیدا کرده است و من از شنیدن آن بسیار متاثر شده و از شما برادر عزیز می خواهم اجازه فرمایید حقیر علیرضا عربی عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فردوس که در جبهه فیاضه مسئول گردان بوده و در آبادان نیز با شما بودم، عصب دست خود را که البته کمال میل من است به شما هدیه نمایم. چون شما بهتر از من می توانید به محرومین جامعه خدمت نمایید. خدا این دست را به من بخشیده است و من هم آن را به شما می بخشم و گرچه هر دوی ما برای اسلام خدمت می کنیم، ولی ترجیح می دهم دست شما سالم باشد. امیدوارم بپذیرید.به امید پیروزی حق بر باطل علیرضا عربی (ابوفاضل). ۵/۱۱/۶۰
خدا به حق امام زمان اسلام را پیروز کن
جواب دفتر ریاست جمهوری اسلامی ایران به شهید عربی درباره نامه مذکور به شرح زیر است:باسمه تعالی برادر عزیز علیرضا عربی از شما به خاطر نامه پرشور و احساستان خطاب به ریاست محترم جمهوری سپاس گزاریم. به اطلاع می رسانم حال ایشان به حمد ا... خوب است و به خواست خدای توانا به زودی سلامت کامل خود را باز خواهد یافت. برایتان آرزوی سلامت و سعادت دارم.محمد پیروی معاون رئیس دفتر ریاست جمهوری در امور روابط عمومی۶/۱۱/۶۰
خواب قبل از شهادتماندگار خانم می گوید: بعد از عملیات فاو برای مرخصی به خانه آمده بود؛ موقعی بود که خانمش می خواست وضع حمل کند. هنوز تازه از راه رسیده بود که خبر آوردند «محمود کاوه» مجروح شده و حضور ایشان در جبهه ضروری است، شهید بدون هیچ درنگی عازم شد، گفتم: مادر جان شما در چنین وضعیتی نباید بروی. ایشان گفت: من باید بروم. حضور من در جبهه واجب تر است. زمانی که فرزند شهید به دنیا آمد، همسرشان خواب دید که علیرضا به او می گوید که اسم بچه را «زینب» بگذارد و به همین دلیل هم اسم بچه را زینب انتخاب کردند.
موقع شهادت برادرش حسن رضا از طرف سپاه آمدند و علیرضا را صدا زدند، ایشان رفت و بعد از مدتی آمد، آن شب را بدون این که چیزی به من بگویدو هیچ عکس العملی نشان دهد، سپری کرد. صبح گفت: حسن رضا شهید شده است و دست به درگاه خدا بلند کرد و گفت: الهی شکر که من هم برادری در راه خدا دادم.
او که به سفر معنوی حج مشرف و در سرزمین مدینه دچار بیماری شد، می گوید: این سفر حکایت مدینه و توسل به حضرت زهرا(س) را در پی داشت. وی این گونه بیان می کند: موقعی که به مدینه منوره مشرف شده بودم آن جا به سختی مریض شدم. تب زیادی داشتم خانم هایی که با من بودند از من پرسیدند: چرا شما تنها آمدید؛ باید یکی از پسرهایتان را به عنوان همراه با خود می آوردید که این جا مواظبتان باشد. من گفتم: من مادر ۲شهید هستم و همین شهدا همیشه مواظب من هستند. رئیس کاروان به من گفت: فردا شما را دکتر خواهیم برد. شب وقتی خوابیدم خواب دیدم هر دو فرزند شهیدم آمدند. یک دسته گل دست حسن رضا و یک لیف خرما دست علیرضا بود؛ یکی از آن ها یک طرف و دیگری طرف دیگر در کنارم نشستند؛ علیرضا لیف خرما را به دست من داد و گفت: مادر! این خرماها را ببر و پشت قبرستان بقیع بین مردم تقسیم کن، حالت خوب خواهد شد. صبح زود که از خواب بیدار شدم، به خانم های دیگر گفتم که برویم برای زیارت. خانم ها گفتند: شما حالتان خوب نیست باید دکتر بروید. من گفتم: من حالم خوب است باید برویم زیارت و رفتم خرما خریدم و بین مردم پشت قبرستان بقیع تقسیم کردم. بعد از چند ساعت بهبودی کامل پیدا کردم.مادر شهیدان عربی که امروز ساکن شهر مقدس مشهد است، به بیان شیرین ترین خاطره زندگی خود می پردازد و می افزاید: اواخر سال ۱۳۷۵ بود. گفته بودند از صدا و سیما می خواهند بیایند برای فیلم برداری. وقتی ساعتش شد، دیدیم مقام معظم رهبری به طور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به خانه ما آمدند. باورم نمی شد آقای خامنه ای آمده اند، سرزده و بی خبر. آقا نشستند و احوال پرسی کردند. بعد پرسیدند پسر شما کجا شهید شدند. گفتم در کردستان.بعد «قنبر» فرزند دیگرم مدارک شهدا را آورد و یکی یکی نشان آقا داد. آقا مدارک و نامه ها را به دقت نگاه کردند تا چشم شان افتاد به آن نامه. (نامه ای که علیرضا برای ایشان نوشته بود) آقا نامه را خواندند و اشک در چشمان مبارکشان جمع شد، گویا یاد و خاطره آن زمان در ذهنشان زنده شده بود.این مادر از نحوه مطلع شدن از اسارت فرزندش غلامرضا و بازگشت او به میهن و ازدواجش با همسر برادرش سردار شهید علیرضا عربی می گوید. «ماندگار براقی» این سند ماندگار و مادر نمونه با وجود کهولت سن از مامومان نماز جماعت مسجد موسی بن جعفر(ع) در خیابان استاد یوسفی مشهد و از حاضران همیشگی در جلسه های ادعیه و قرآن این مسجد و از اعضای فعال پایگاه بسیج این مسجد است.برای ایشان آرزوی توفیق و آرزو می کنیم فرزندان شهید او در آخرت شفیع ما هم باشند
«پیاز زعفران از ایران به آسانی و روزانه به افغانستان قاچاق می شود»خبر برای آنان که با زعفران سر و کار دارند نگران کننده است. اگرچه طی سال های اخیر بارها خبرهایی درباره قاچاق شدن پیاز زعفران به کشور همسایه مطرح شد ولی متولیان و مسئولان هر بار با موضع گیری هایی این موضوع را رد کردند.در حالی که همان سال ها بحث صدور پیاز زعفران حتی از طریق مبادی رسمی و گمرکات استان به عنوان پیاز خوراکی تأیید شد ولی ابعاد این خبر خیلی وسیع تر و نگران کننده تر است.دو سال قبل یکی از کارشناسان بخش کشاورزی استان در سفر به افغانستان گزارش مستند و عکس هایی از توسعه کشت این محصول تهیه کرده بود که موید این حقیقت تلخ است که در کنار بی خیالی برخی مسئولان افغانستان می رود که رقیب جدی برای زعفران ایران باشد.
۵۲۳ ناحیه استان در برابر سیل مصون نیست
با اندک باران سیل آسا شاهد جاری شدن سیلاب و وقوع حوادث تلخی هستیم که اولین مقصر آن خود مردم هستند. اگر به توصیه های ماموران مرتبط عمل نمی کنیم، اگر در حریم کال ها و رودها ساخت و ساز می کنیم، اگر در طبیعت دست کاری کرده و مسیر سیلاب ها را تغییر داده ایم و اگرها و اماهای دیگر. خودمان مقصر هستیم. اگر در ۱۰ سال اخیر دفعات وقوع سیل های ویرانگر در کشور بیش از ۹۰۰درصد افزایش پیدا کرده است به نظر می رسد باید فکری اساسی کرد. در حالی که کارشناسان مدعی هستند خسارت ناشی از وقوع سیل ۳۲برابر هزینه پیش گیری از آن است چرا همه برنامه ها و طرح ها عملیاتی نمی شود، این بار هم پیش گیری فقط در مرحله حرف مقدم بر درمان است و از عمل خبری نیست.
۱۱ سیل بزرگ
استان خراسان رضوی از نقاط خطرپذیر به دلیل وقوع سیل است و وقوع حداقل ۱۱فقره سیل منجر به خسارت در دهه اخیر خسارات قابل ملاحظه جانی و مالی به بار آورده است. در سال جاری نیز وقوع سیل در شهرستان های استان سبب جان باختن ۱۵ تن از هموطنان شد. در آخرین سیلی که در مشهد رخ داد ۷ نفر در حومه این کلان شهر جان خود را از دست دادند.مدیرکل دفتر بازسازی و حوادث غیرمترقبه استانداری خراسان رضوی در گفت وگو با خراسان می گوید: تعداد تلفات ناشی از سیل در نیمه اول سال ۸۸ در استان ۱۵نفر بوده است که ۷۵/۹۳درصد تلفات ناشی از بلایای جوی را شامل می شود. وی با اعلام این که تلفات در ۱۱مورد بر اثر عبور با خودرو از سیلاب بوده است و ۲مورد عبور پیاده از سیلاب، یک مورد بر اثر امدادرسانی در سیل و یک نفر هم در اثر پناهگیری نامناسب در سیل جان باخته است می گوید: فراگیری آموزش های لازم و توجه به توصیه های ماموران مهم ترین نکته ای است که مردم باید به آن توجه کنند.مهندس «جواد عرفانیان» با اشاره به این که در استان خراسان رضوی یک هزار و ۱۷۸ نقطه حادثه خیز در نتیجه سیلاب شناسایی شده است می افزاید: ۵۲۳ ناحیه سیل خیز، ۳۹۸ منطقه مستعد سیل خیزی و ۲۳۲ منطقه مجاور و قابل تهدید در زمان وقوع سیلاب هستند.وی با اشاره به وجود شش حوضه آبریز اصلی در استان شامل رودخانه های اترک، قره قوم (ریگ سیاه)، کویر مرکزی، کویرنمک، کویر لوت و کویر شرق ایران (دق پترگان) می گوید: تقریبا ۴۲درصد از منابع سطحی به صورت رودخانه و بقیه به صورت سیلاب جاری می شود که ۳۰ درصد از آب سطحی و عمدتا جریانات سیلابی در کویرها و شن زارها فرومی رود و یا از مرزهای استان خارج می شود.وی رودخانه های سیل خیز استان را زشک، ابرده، شاندیز، نغندر، جاغرق، طرقبه، مایان، دهبار، عارفی، فاروب، رومان، بوژان، حصار، پیوه ژن، بقیع، نشیب، سرولایت و دیزباد نیشابور، اخلمد چناران، ارچنگان، ژرف رود، چرم کهنه و دیده لیک کلات، ناصرخسرو و کاخک گناباد، شصت دره تربت حیدریه و رودخانه های عبوری از شهرهای کاشمر، سبزوار، بردسکن، نیشابور، کلات و مشهد اعلام می کند.
انواع سیل ها
سیل ناگهانی: سیل کوتاه مدتی است که معمولا با بالا آمدن سریع سطح آب و جریان نسبتا زیاد همراه بوده و معمولا از یک رگبار شدید روی منطقه ای کوچک به وجود می آید. این سیل با زمان هشدار کم و گاهی بدون هشدار رخ می دهد و در عرض چند دقیقه به نقطه اوج می رسد، به این دلیل به آن سیل برق آسا نیز گفته می شود.
سیل رودخانه ای:سیلاب در رودخانه ها مسئله ای طبیعی و غیرقابل اجتناب است. برخی سیلاب ها به طور فصلی مثلا با بارندگی های بهاره یا زمستانه توأم با ذوب ها اتفاق می افتد که دراین مواقع بستر رودخانه ها سریعا پر آب می شود و مانند سیل رودخانه های کارون، هیرمند و کرخه که آب رودخانه به تدریج بالا آمده و زمین های مجاور را زیر تراز آب می برد.
سیل شهری:با تغییر کاربری اراضی از مزارع و جنگل به خیابان و ساختمان، قدرت جذب باران توسط زمین کم می شود، اراضی شهری ۲ تا ۶ برابر روان آب بیشتری نسبت به اراضی بکر و طبیعی تولید می کنند، در زمان سیلاب شهری خیابان ها و کوچه های شهر به رودخانه ها و سیلاب های پرسرعتی تبدیل می شوند که می توانند زندگی شهری را مختل کرده و موجب خسارات فراوانی شوند.سیل تنها در سه ماه اول سال جاری بیش از ۲۳ میلیارد ریال خسارت به استان خراسان رضوی وارد کرد که در مقایسه با میانگین خسارت سالانه سیل یعنی ۱۱ میلیارد ریال رقم قابل توجهی است.به گفته مهندس صباح، رئیس اداره ارزیابی و اطلاعات جغرافیایی اداره کل منابع طبیعی خراسان رضوی این میزان خسارت تنها مربوط به سیل های گزارش شده است و میزان خسارت واقعی سیل در استان بیش از این هاست.وی زشک، طرقبه، شاندیز و بار نیشابور و به طور کلی مشهد و نیشابور را سیل خیزترین نقاط استان می داند و می گوید: خسارت سیل به مزارع، باغات و مناطق مسکونی سال به سال در حال افزایش است.اما به راستی دلیل افزایش وقوع سیل و بروز خسارت های میلیاردی در خراسان رضوی چیست؟
دستکاری انسان در طبیعت
مهندس علی جوانمرد، رئیس اداره تحقیقات اداره آبخیزداری اداره کل منابع طبیعی خراسان رضوی در گفت و گو با ایسنا، وقوع سیل را ناشی از دستکاری انسان در طبیعت می داند و خاطر نشان می کند در حالت طبیعی و بدون دخالت های انسان در طبیعت دوره بازگشت سیل های طبیعی خیلی طولانی است مثلا هر ۱۰۰ تا ۵۰۰ سال یک بار رخ می دهد در حالی که با تغییر عوامل طبیعی توسط انسان، این دوره ها کوتاه تر شده و با یک بارندگی با شدت ۱۰ میلی متر به راحتی روان آب و سیل جاری می شود.وی روند تخریب مراتع در استان را یک روند تصاعدی می داند و می گوید: با وقوع سیل، بارندگی ها به جای این که برای تقویت آب سفره های زیرزمینی مفید باشند، خاک حاصلخیز را هم با خود حذف کرده و باعث فرسایش خاک می شوند و با ادامه این وضعیت، آب سفره های زیرزمینی سرانجام به سنگ کف خواهد رسید و یک فاجعه زیست محیطی رخ خواهد داد.وی آبخیزداری را از جمله برنامه های کوتاه مدت جهت جلوگیری از سیل ذکر کرد و افزود: در حال حاضر فقط در کمتر از ۱۰ درصد مناطق استان توانسته ایم عملیات آبخیزداری را اجرا کنیم که این میزان با روند تخریب اصلا هم خوانی ندارد.
تجاوز به حریم رودخانه ها
«مجید مذهبی» رئيس جمعیت هلال احمر مشهد نیز با اشاره به سیل به عنوان یکی از ۳۱ بلای طبیعی کشور می گوید: در بین تمام بلایای طبیعی، سیل بیشترین خسارت را از لحاظ مالی به ما وارد می کند.وی ساخت وساز و تجاوز به حریم رودخانه ها را عمده ترین دلیل افزایش خسارت های ناشی از وقوع سیل می داند و می گوید: ما هیچ حریمی برای رودخانه قائل نیستیم در حالی که هر مسیر خشکی هر ۵۰ سال یک بار طغیان می کند و بروز سیل را به دنبال دارد.وی با بیان این که شرکت های آب منطقه ای عهده دار حفاظت از حریم رودخانه ها و جلوگیری از ساخت وساز در این مسیرها هستند، افزود: در حال حاضر در تمام رودخانه هایی که از بینالود سرچشمه گرفته اند از جمله مغان، جاغرق، دولت آباد، شاندیز، اسجیل و... شاهد تجاوز باغات و خانه ها به حریم رودخانه ها هستیم.وی با اشاره به ساخت وسازهای بی رویه در مسیر رودخانه و آبشار اخلمد افزود: سازمان آب باید با کمک نیروی انتظامی و قوه قضاییه این موضوع را پی گیری کند ولی این لطف مستمر شامل حال افراد سودجو شده که آزادانه بیایند و در مسیر این رودخانه ها حقی برای خود قائل شده و اقدام به ساخت وساز کنند.رئيس جمعیت هلال احمر مشهد با بیان این که وقوع سیل در استان نسبت به چند سال پیش افزایش پیدا کرده است، می افزاید: امسال باید منتظر بارندگی ها و سیل های بیشتر هم باشیم.وی درباره علل افزایش وقوع سیل توضیح داد: چرای بی رویه در زمان خشکسالی، کاهش پوشش گیاهی، جاده سازی، تخریب کوه ها ومراتع، عدم رعایت اصول آبخیزداری و تغییر مسیر رودخانه ها وقوع سیل را در استان افزایش داده است.
تغییر اقلیم و افزایش بروز سیل در استان
مهندس «جواد عرفانیان» مدیر کل دفتر بازسازی و حوادث غیرمترقبه استانداری خراسان رضوی نیز تغییر اقلیم را از علل اصلی افزایش بروز سیل در استان می داند.وی بروز تغییراتی مثل جابه جایی فصل ها، توفان های شدید و بی سابقه، بارش های رگباری و سیل آسا، کاهش بارش به صورت برف و افزایش بارش باران و انتقال محل بارش ها از نقاط شمالی به نقاط جنوبی استان را از پدیده های ناشی از تغییر اقلیم عنوان می کند و می گوید: علت اصلی تغییر اقلیم دست کاری و دخالت انسان در طبیعت است.وی ادامه داد: بی توجهی به حفظ جنگل ها و مراتع، فقیرشدن عرصه های طبیعی و کاهش پوشش گیاهی،کشاورزی در سطوح شیب دار، عدم توجه به حریم رودخانه ها ومسیل ها و نابودی عرصه های طبیعی از علل اصلی افزایش بروز سیل در استان است.به گفته وی در زمینه زیرساخت ها به ویژه در بافت های شهری وروستایی مشکلات جدی برای مقابله با سیل داریم.عرفانیان با اشاره به توسعه ساخت وسازهای غیرمجاز به ویژه در مناطق شهری، می گوید: بسیاری از ساخت وسازها بدون رعایت آیین نامه ۲۸۰۰ و اصول فنی ساخت بنا صورت گرفته اند، سکونت گاه های ما براساس اصول ساخته نشده اند و بعضا مکان یابی آن ها صحیح نیست.وی با بیان این که جوی ها و کانال های هدایت آب در بسیاری از نقاط برای این حجم از آب کافی نیست بر لزوم پیش گیری، آمادگی در برابر وقوع سیل و آموزش عمومی تاکید و تصریح می کند: بارندگی های پیش رو جدی و سیل آساست و به دلیل تغییر میزان و محل وقوع آن قابل پیش بینی نیست.نزولات جوی رگباری و سیل آسا در زمان کم و به دلیل پدیده تغییر اقلیم یا ال نینو،اجرا نشدن پروژه های آبخوان داری و احداث بند، پوشش گیاهی فقیر که حاصل استفاده بی رویه و غیراصولی از مراتع مناطق در سال های گذشته می باشد، وجود ارتفاعات با شیب تند و سنگی که سهم مهمی در پیدایش روان آب سطحی دارد، شخم و شیار اراضی با شیب بالا و در جهت شیب، تبدیل مراتع به دیمزارهای کم بازده که زمینه ایجاد روان آب سطحی را به وجود می آورد، احداث بندهای خاکی کوتاه غیر اصولی مردمی در مناطق سیل خیز، جلوگیری از تجاوز به حریم و بستر رودخانه ها و تغییر مسیل رودخانه ها و پخش نشدن سیلاب و وجود سازه های مهار سیلاب و همچنین فرسودگی و از بین رفتن بندسارهای قدیمی از مهم ترین عوامل وقوع سیل در استان می باشد.اما کارشناسان راه های پیش گیری از وقوع سیل را نیز این گونه بیان می کنند:احداث دیوارهای ساحلی، احداث سیل برگردان، اجرای پروژه های آبخوان داری و آبخیزداری با توجه به شرایط هر منطقه، احداث بندهای خاکی و مقاوم سازی بندهای خاکی احداثی از سوی مردم یا نهادهای دولتی که به صورت غیراصولی بنا گردیده با نظارت اداره منابع طبیعی و آبخیزداری، جلوگیری از انجام شخم و شیارهای غیر اصولی و عدم تبدیل مراتع به دیم زارها، برگزاری کلاس های ترویجی- آموزشی مرتبط با سیلاب با هدف فرهنگ سازی و آگاهی دادن به ساکنین حوضه های آبخیز، انجام لای روبی و بازگشایی مسیل های عبوری، اصلاح و انتقال جاده های عبوری از داخل مسیل ها، جلوگیری از برداشت شن و ماسه غیرمجاز از بستر رودخانه و جلوگیری از ورود دام مازاد به مراتع استان.
چه کرده ایم؟
اما حال که استان ما مستعد سیل است و هر ساله این همه تلفات و خسارت را شاهد هستیم برای کاهش این خطرپذیری چه کرده ایم؟گرچه سازمان ها و نهادهای مختلفی متولی فعالیت هایی در این بخش هستند ولی مدیرکل دفتر بازسازی و حوادث غیرمترقبه استانداری خراسان رضوی به فعالیت های سه ساله اخیر در پروژه های مرتبط با سیل اشاره می کند و می گوید: در سال ۸۶ با اعتبار ۲۴۹ میلیارد و ۸۰۰ میلیون ریال ۱۸ پروژه پیش گیری و ۵پروژه آمادگی در سطح استان اجرا شده است. به گفته وی در سال ۸۷ نیز با ۱۵۱ میلیارد و ۹۰۶ میلیون ریال اعتبار ۱۸ پروژه پیش گیری و ۱۵ پروژه آمادگی به مرحله اجرا درآمده است. «عرفانیان» اعلام می کند: امسال هم ۱۴ پروژه پیش گیری شامل لای روبی مسیل ها،احداث و مرمت پل، تکمیل و مرمت آبنما، مطالعات کاهش خطر سیل روستاها، احداث دیوار ساحلی، به سازی کال و... به اجرا درآمده است که اعتبارات آن ۴۵میلیارد و ۸۸۴ میلیون ریال است.وی احداث سایت رادار هواشناسی برای دریافت دقیق اطلاعات هواشناسی و صدور پیش آگاهی، صدور ۳۶ هشداریه و آماده باش دستگاه های اجرایی، برگزاری کارگاه های آموزشی و برگزاری هفته کاهش بلایای طبیعی با اولویت کاهش آثار سیل را از مهم ترین فعالیت های سال جاری این ستاد اعلام کرد.
جان کلام
در هفته کاهش آثار بلایای طبیعی قرار داریم و با توجه به توصیه ها، تاکیدها و برنامه های مسئولان نظام و دولت مردان به نظر می رسد در کنار تلاش های دستگاه ها و نهادهای دولتی، مردم نیز به عنوان اولین قربانیان و افراد در معرض خطر باید وارد میدان شده و برای کاهش اثرات این حوادث طبیعی پیشگام شوند، اگر همه مردم بر مسائل مسلط شوند می توان بحران را مدیریت کرد. آمادگی های عمومی در مقابله با سیل را باید فرا گرفت و آن را در مواقع بحران به کار گرفت.
گوشی تلفن را که برمی دارم آن سوی خط خانمی می گوید: «از شرکت بهینه سازی مصرف سوخت تماس می گیرم. آقای... شما خودرو... دارید، با توجه به سهمیه بندی بنزین ما قطعه کاهش دهنده مصرف سوخت روی خودروی شما نصب می کنیم که ۱۰ تا ۲۰ درصد مصرف سوخت را کاهش می دهد؛ این قطعه عمر مفید ۲۰ سال دارد و علاوه بر کاهش مصرف سوخت خودرو، باعث افزایش توان موتور، طول عمر آن، کاهش آلاینده ها، سر و صدا و درجه حرارت موتور می شود»، او که گویا مطالب جلوی دستش را برایم می خواند، اجازه سوال کردن هم به من نمی دهد و می افزاید:«این محصول همراه ایمن کارت (برای نگهداری کارت سوخت)، کاتالوگ، بیمه نامه ایران، سی دی و مایع فول سیستم به آدرسی که می دهید تحویل داده و روی خودرو شما نصب می شود و شما ۳۵ هزار تومان پرداخت می کنید».اسم تماس گیرنده را می پرسم و سوال می کنم:«شماره من را از کجا گرفته اید؟» خود را «یگانه» معرفی می کند و می گوید: به شماره خانه زنگ زدم کسی جواب نداد با تلفن محل کارتان تماس گرفتم، مگر شما آقای... صاحب اتومبیل... نیستید. او منبع تهیه شماره تلفن ها را لو نمی دهد و در پاسخ به این سوال که «چطور به بازاریابی و قطعه ای که معرفی می کنید اعتماد کنم؟» می گوید: ما ثبت اختراع داریم و در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی هم درج است. او تاریخ آن روزنامه را هم اعلام می کند و اصرار دارد به بازاریابی او پاسخ مثبت بدهم ولی پاسخ قطعی را به بررسی بیشتر موضوع موکول می کنم.حس کنجکاوی و اقتضای شغلم وادارم می کند که تاریخ و شماره روزنامه رسمی را برای یافتن آگهی ثبت اختراع این شرکت جست وجو کنم ولی به نتیجه ای نمی رسم. از خیر این موضوع می گذرم تا این که تماس های بازاریابان یک شرکت تهرانی با همکارانم بیشتر می شود و تماس های شهروندان با روزنامه درباره صحت و سقم این نوع خدمت وادارم می کند دست به کار شوم و گزارشی تهیه کنم.
هر انسانی برای حفظ و بقای خود و مصون ماندن از سرما و گرما و برای آسایش و آرامش تن به مسکن مناسب نیاز دارد. خانه نه تنها موجب آرامش می شود، بلکه مکان مناسبی برای تربیت فرزندان و آینده سازان جامعه و نردبان ترقی و پیشرفت آنان است.امروزه درصد بالایی از جمعیت کشور، دسترسی به مسکن شخصی را دورنمایی تاریک می پندارند و وقتی به نوع شغل و درآمد خود نگاه می کنند، امید چندانی به داشتن مسکن شخصی مناسب ندارند.این که بخشی از مردم جامعه توان خرید یا ساخت مسکن را ندارند حقیقتی تلخ است که سامان دهی و رفع آن مستلزم زمان و تحقق شرایط خاصی است.معضل مسکن در همه جای دنیا وجود دارد و دولت ها در هیچ نقطه ای از جهان از کمک و مشارکت افراد نیکوکار برای رفع این نیاز اجتماعی بی نیاز نبوده اند. در کشور ما نیکوکاری، انفاق و مشارکت در تأمین مسکن اقشار آسیب پذیر جامعه از یک دهه گذشته تا حال شکل ملموسی به خود گرفته و قدم های مثبتی در این راه برداشته شده است.
ای که دستت می رسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
چهره اش خیلی آشناست اما نسبت به تصویری که از او در ذهن دارم خیلی شکسته و پیرتر شده است. در اولین نگاه او را به جا نمی آورم. خوب که دقت و ذهنم را مرور می کنم درمی یابم شخصیتی که هم اکنون جلویم نشسته است، کارشناس اداره کشاورزی وقت شهرستان فردوس است که طی سال های ۶۸ تا ۷۲ به دلیل فعالیت های خبری با او سر و کار داشته ام، باورم نمی شود آن جوان فعال و بشاش، به این حال و روز افتاده باشد و... .
او با هماهنگی قبلی با غلامرضا بنی اسدی از نویسندگان فعال روزنامه و بچه های جبهه و جنگ برای طرح مشکلاتش به تحریریه آمده بود و زمانی که به طور اتفاقی با وی برخورد کردم و سابقه آشنایی ما مشخص شد، توفیق گفت و گو و گوش دل دادن به دل گفته های او نصیبم شد. سر صحبت را که باز می کنم تازه متوجه می شوم، او جانباز است، جانباز ۲۵ درصد اعصاب و روان و مصدوم شیمیایی حماسه ۸ سال دفاع مقدس.
در معرفی خود می گوید: «جواد اسعدی» هستم، ۴۷ ساله اهل و ساکن شهرستان فردوس در خراسان جنوبی، کارمند جهاد کشاورزی ام با ۲۷ سال سابقه کار و اگر خدا قبول کند جانباز انقلاب. او که در اردیبهشت سال ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی فاو مصدوم شیمیایی شده است، می گوید: بعد از بروز علایم ناشی از مواد شیمیایی، متوجه شدم که این ها عوارض حملات شیمیایی دشمن بعثی است و کار به جایی رسید که برای درمانم مجبور شدم به دنبال بنیاد جانبازان و کارت جانبازی بروم. ابتلا به بیماری اعصاب و روان و شیمیایی بودنم تایید شد و اکنون جانباز ۲۵ درصد هستم.
مسئولان در شهرستان فردوس برخورد و همکاری بسیار خوبی را با من داشته اند و از آن ها راضی هستم ولی در بحث درمان و تامین هزینه های پزشکی کمک خاصی به من نشده است، هزینه هر نسخه دارویی من ۲ تا ۳ میلیون تومان است و با فروش زمین و تهیه وام تا به حال آن را تامین کرده ام اما با این حال، یک بار هم مسئولان نپرسیده اند این هزینه های سنگین را چگونه تامین می کنم.
«اسعدی» با نشان دادن دفترچه بیمه اش و نسخه های قیمت خورده می گوید: پی گیری های زیادی کرده ام ولی بیمه تکمیلی هم، این هزینه ها را قبول ندارد، بنیاد شهید و امور ایثارگران هم به تازگی بیماری های خاص را بیمه کرده و قرار است ۵۰ درصد هزینه ها را بپردازد که فکر کنم به عمر من نرسد.
با حسرت می گوید: یادش بخیر روزهای حماسه و خون، روزهایی که همه هر چه داشتند برای دفاع از میهن هدیه کردند، غبطه می خورم که چرا شهد شیرین شهادت نصیبم نشد.
غبطه می خورم که چرا از آن روحیه ها، آن حال و هواها و آن اخلاص ها امروز خبری نیست. او به بلاتکلیفی خیلی از مصدومان شیمیایی حماسه دفاع مقدس و تایید نشدن جانبازی آن ها به دلیل نداشتن مدرک پزشکی اشاره می کند و می گوید: برخوردهای سرد و دلسرد کننده مسئولان، پزشکان و کمیسیون های پزشکی با این خیل ایثارگر، سبب آزرده خاطر شدن بسیاری از آنان شده و حاضر به پی گیری مشکلات خود نیستند حتی این عزیزان به معتاد بودن هم متهم و سرخورده شده اند!
وی با اشاره به تاییدیه کمیسیون پزشکی تخصصی در خصوص ابتلایش به سرطان غدد لنفاوی از نوع لنفوم غیر هوچکین می گوید: چون در شهرستان محل سکونتم فوق تخصص مربوطه و مرکز رادیوتراپی برای درمان وجود ندارد نیاز است به شهری منتقل شوم که دارای فوق تخصص آنکولوژی و مرکز رادیوتراپی باشد و ۸ ماه است که دنبال انتقال به مشهد هستم ولی هنوز به نتیجه ای نرسیده ام.
اشک بر گونه هایش می غلتد و می گوید: این چند ماه دیگری که زنده هستم آقایان با انتقالم موافقت کنند تا این همه عذاب نکشم. برای درمان و شیمی درمانی هر ماه باید ۱۷ روز در مشهد بستری باشم و چون آمپول ها و داروها عوارض دارد قادر به رفت و آمد به شهرستان نیستم لذا ناچارم در مشهد بمانم، خیلی مزاحم اقوام و خویشان مقیم مشهد شده ام، ناچار در مشهد جایی را اجاره کرده ام ولی...
او با نشان دادن انبوه مکاتبات اداری برای نقل و انتقال می گوید: از بهمن پارسال با مشخص شدن این که سرطان دارم، دنبال کارهای اداری انتقال از فردوس در خراسان جنوبی به مشهد در خراسان رضوی بوده ام و در حالی که در خرداد ماه کمیسیون نیروی انسانی سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی با انتقالم به سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی موافقت و مکاتبه کرد ولی مدیریت امور اداری و رفاه سازمان در خراسان رضوی با توجه به لزوم حضورم در شهرستان مشهد مقدس به لحاظ ادامه درمان صرفا با ماموریتم به مدت یک سال موافقت کرد. او می افزاید: این موافقت، مشروط به پرداخت حقوق و مزایای مستمر توسط سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی بود که متاسفانه چون آقایان صرفا به صورت مامور به خدمت با انتقالم موافق بودند سازمان در خراسان جنوبی اعلام کرد که امکان پی گیری درخواستم میسر نیست.
امیدوارم کسانی مثل من که نه آشنایی و نه پارتی دارند و جز خدا کسی را ندارند این طوری از این سازمان به آن سازمان پاس کاری نشوند خدا را خوش نمی آید مریضی را که رنج و درد بیماری اش برای او کافی است، این گونه بلاتکلیف بگذارند!
می پرسم از مسئولان چه انتظاری دارید؟ سرش را تکان می دهد و می گوید: انتظار؟ انتظارم این است که مردم را پاس ندهند، خدا شاهد است از جانباز شدنم ناراحت نیستم، من هم دو سه ماه دیگر خواهم مرد و شما تیتر خواهید زد که «اسعدی به یاران شهیدش پیوست» و همین آقایان مسئول و مدیرکل ها و روسای سازمان هم در صف اول تشییع جنازه ام حاضر خواهند شد. در زمانی که من بیمار باید به فکر درمان خود باشم، چرا باید نگران تامین هزینه های دارو، درمان و انتقال خود باشم.
در شهریور ماه درخواست بازنشستگی پیش از موعد خود را به سازمان داده ام، آیا پاداش یک جانباز ۲۵ درصد همین است!؟
باز هم اشک در چشمانش حلقه می زند و با صدای بغض آلود از بی توجهی مسئولان به جانبازان شیمیایی حماسه ۸ سال دفاع مقدس می گوید، سرش را در حسرت شهادت تکان می دهد و خاطرات آن روزها را در ذهن مرور می کند.
در پی وقوع سیل در شهرستان درگز یک دستگاه خودرو سمند در محور درگز- چاپشلو طعمه سیل شد که ۵ سرنشین آن مفقود شدند و تا لحظه مخابره خبر (۱۴ روز چهارشنبه) جسد یکی از این افراد در آن سوی مرز ایران و ترکمنستان کشف شد. «مقصودی» خبرنگار خراسان از درگز گزارش داد بارش شدید باران و تگرگ در این شهرستان که در ۵۰ سال اخیر بی سابقه بود به باغ ها، مزارع و قنات ها، راه های روستایی و اماکن مسکونی و دامی خسارت وارد کرد. رگبار پراکنده باران و تگرگ سه شنبه شب در استان خراسان رضوی مردم را غافل گیر کرد و خساراتی بر جای گذاشت. به گزارش خراسان رگبار پراکنده باران در اغلب نقاط استان به ویژه شهرستان های درگز، کلات، مشهد و فریمان موجب آب گرفتگی معابر، تخریب راه های روستایی، آب افتادن منازل مسکونی، آسیب رسیدن به مزارع و باغ ها و... شد.مدیرکل دفتر بازسازی و ستاد حوادث استانداری خراسان رضوی در تشریح شرایط به وجود آمده در بیست و چهارمین روز شهریور ماه در استان به خراسان گفت: قبلا در ۲ اطلاعیه در ۲۱ و ۲۴ تیرماه که به فرمانداری ها و دستگاه های اجرایی استان ارسال شده بود پیش بینی شده بود که در شهریور ماه و پاییز امسال باران های سیل آسا را شاهد خواهیم بود و خوشبختانه فرمانداری ها و دستگاه های اجرایی استان آمادگی لازم را داشتند.مهندس «جواد عرفانیان» افزود: در سطح استان رگبار پراکنده و سیل آسا از عصر روز سه شنبه آغاز شد و طی یک ساعت در شهرستان درگز ۲۳ میلی متر بارندگی گزارش شد...
مرزبانی کشور ترکمنستان اجساد سه تن از اتباع ایرانی قربانی سیل اخیر را درنقطه صفر مرزی تحویل ایران داده است.بهروز جهانی رئیس جمعیت هلال احمر درگز در شمال خراسان رضوی گفت: مرزبانان ترکمنستان اجساد یک مرد ۵۲ ساله، یک پسر بچه پنج ساله و راننده ۴۸ ساله را از آب گرفته و تحویل دادند.وی اظهار داشت: جست و جو برای یافتن اجساد یک خانم ۲۷ ساله و نوجوان ۱۶ ساله که در سیل درگز دچار حادثه شدند ادامه دارد.رئیس جمعیت هلال احمر درگز گفت: در جریان سیل درگز راننده خودرو خطی سمند به همراه پنج سرنشین آن که از چاپشلو عازم درگز بودند در منطقه چهل دختر دچار حادثه شده و مفقود شدند.وی با اشاره به این که تلاش برای یافتن سرنشینان دیگر خودرو ادامه دارد افزود: سیل اجساد این افراد را به جمهوری ترکمنستان برده و تنها یک سرنشین خودرو از این حادثه جان سالم به در برده و توسط امدادگران نجات در سیل هلال احمر به بیمارستان منتقل شده است.
اسکان اضطراری سیل زدگان
وی هم چنین از اسکان اضطراری ۶۰ نفر سیل زده در این شهرستان مرزی خبر داد.به گزارش روابط عمومی جمعیت هلال احمر خراسان رضوی از این تعداد ۳۰ نفر در مدرسه روستای داغدار شهر چاپشلو و ۳۰ نفر دیگر در شهر اسکان داده شدند. وی اظهار داشت: اقلام ضروری و مایحتاج عمومی از طریق هلال احمر در اختیار سیل زدگان قرار گرفته است.
علت مفقود شدن ۵ نفر از مردم درگز در جریان بارندگی ۲۴ شهریور بررسی می شود
مدیرکل دفتر بازسازی و حوادث غیرمترقبه استانداری خراسان رضوی هم گفت: تیمی به سرپرستی گروه عملیات از دفتر بازسازی و حوادث غیرمترقبه استان به منظور بررسی علل مفقود شدن ۵ نفر از مردم درگز به این شهرستان اعزام شده اند.
خسارات سیل در کلات
عرفانیان با اشاره به بارندگی شدید در کلات ادامه داد: این بارندگی بروز سیل در ۴ روستای سر رود، قلعه نو، قره تیکان، جلیل آباد و شهر کلات، آب گرفتگی منازل در روستای سر رود و قلعه نو و همچنین تخریب مزارع کشاورزی در حاشیه رودخانه سر رود، کلات و قره تیکان را در پی داشت.مدیرکل دفتر بازسازی و حوادث غیرمترقبه استانداری خراسان رضوی، تلف شدن ۱۰ رأس گاو در روستای جلیل آباد و قطع برق روستای سر رود را از دیگر خسارات وارد شده به شهرستان کلات عنوان کرد و گفت: به دنبال گزارش حوادث مذکور، اکیپ آتش نشانی، شهرداری و نیروی امدادی از آب و فاضلاب روستایی به روستای قلعه نو و سر رود اعزام شد و یک خانواده را از سیل نجات داد.